|
باران سکوت |
|
فرستادن نظرات
سارا |
Monday, December 06, 2004
٭
يك دوست ... بعضي اوقات داشتن يك دوست خوب غنيمت است اين دوست مي تواند برادرت باشد مي تواند پدر يا خواهر و يا مادرت را بعنوان يك دوست انتخاب كني و يا اينكه يك نفر باشد كه اصلا رابطه خوني هم با تو ندارد ولي لايق اسم يك دوست است به نظر من اصلا شخص مهم نيست جنسيت و يا سن او هم نمي تواند تاثيري داشته باشد فقط يكي باشد كه تو احساس كني وقتي كمرت زير مشكلات خم شد ... مي تواني آنرا روزي راست كني و به دوستت تكيه كني ولي واي به حالت آن لحظه اي را كه احساس كني كسي كه با تمام وجود به او اعتماد داشتي حالا ديگر آن دوست يكرنگ نيست !!! كسي كه احساس مي كردي اگر روزي تو از روي سهل انگاري اشتباه كني او مواظب تو و كارهايت است و به تو گوشزد مي كند حالا اشتباهات تو را به ديگري منتقل مي كند و ديگران زبان او مي شوند براي خرد كردن تو .... اينجا ديگر يك رفتار دوستانه نمي بيني فقط كنايه مي بيني و بس ........ اينجا ديگر اصلاح دوستانه نمي بيني احساس مي كني او مي خواهد تو را خرد كند بعد با رفتار قهرمانانه خرده هاي غرور تو را جمع كند و آنرا وصل كند فقط با يك توجيه .... نوشته شده توسط Baran
........................................................................................
|